سه‌شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۸۷ ه‍.ش.

مرفوعات4

8- خبر (لا)ي نفي جنس
حرف (لا)ي نفس جنس مانند حروف مشبهة بالفعل بر سر مبتدا و خبر مي آيد و مبتدا را منصوب و اسم خود مي سازند، و خبر را مرفوع و خبر خود قرار مي دهند.
شروط عمل (لا)ي نفي جنس:
1- حرف (لا) بر نفي تمام افراد جنس دلالت كند.
2- اسم و خبر (لا) نكره باشند.
3- بين اسم و حرف (لا) كلمه اي فاصله نشود.
4- خبر (لا) بر اسم آن مقدم نگردد.
5- حرف جر بر سر (لا) داخل نشود.

اقسام اسم لاي نفي جنس:
اسم لاي نفي جنس بر سه قسم است: مفرد – مضاف – شبه مضاف.
1- مفرد: آنست كه نه مضاف و نه شبيه به مضاف باشد. در اين حالت اسم لا مبني بر نصب است.
2- مضاف: اسم (لا)ي نفي جنس اگر مضاف باشد معرب و منصوب است. مانند: لا رجلَ سوءٍ مكرّمٌ
3- شبيه به مضاف: كلمه اي است كه ما بعد آن معني آن را كامل مي كند. مانند: لاكريماً نفسُهُ بخيلٌ

9- اسم تابع اسم مرفوع
يكي از مواردي كه اسم مرفوع مي شود وقتي است كه تابع اسم مرفوع ديگري شود.
مانند: جاء المعلمُ والتلاميذُ

مرفوعات3

7- اسم ما، لا، إن (حروف شبيه به ليس)

حروفي هستند كه معني و عمل آنها همچون ليس از افعال ناقصه است.

شروط عمل (ما):

(ما) به شرطي همانند (ليس) عمل مي كند كه:

اولاً: خبر يا معمول خبر بر اسم آن مقدم نشود. مانند: ما الكسلانُ محموداً

ثانياً: بعد از (ما) (إن زائدة) نيايد.

ثالثاً: خبر بوسيله (إلا) نقض نشود.

بنابراين هرگاه اين سه شرط در (ما) نباشد، (ما) عمل نمي كند مانند: ما سعيدٌ الكسلانُ.

شروط عمل (لا):

1- خبر بر اسم مقدم نشود.

2- خبر بوسيله (إلا) نقض نگردد.

3- اسم و خبر (لا) نكره باشد.

مانند: لاطالبٌ غائباً

شروط عمل (إن)

1- خبر بر اسم (إن) مقدم نشود.

2- خبر بوسيله (إلا) نقض نگردد.

إنْ أحدٌ حاضراً في الصف.

چند نكته:

1- گاهي (باء) براي تأكيد، بر خبر (ما) داخل مي شود كه در اين صورت (ما) شبيه به ليس عمل مي كند مانند: (وما ربُّكَ بِغافِلٍ عمّا تعملونَ)

2- «لا»ي شبيه به ليس در معنا هم نفي واحد را مي رساند و هم نفي جنس مانند: لا رجلٌ حاضراً (يك مرد حاضر نيست يا هيچ مردي حاضر نيست).

8- حروف مشبهة بالفعل

حروفي هستند كه به ابتداي جمله اسميه افزوده مي شوند و مبتدا و خبر را اسم و خبر خود مي سازند.

اين حروف عبارتند از: إنّ، أنّ، كأنّ، لكنّ، ليت، لعلّ

گاهي حرف «ما» كه آنرا «كافّه» مي گويند به آخر حروف مشبهة بالفعل متصل مي شود و آنها را از عمل باز مى دارد. در اين صورت اين حروف هم بر سر جمله هاي اسميه و هم بر سر جمله هاي فعليه مي آيند:

إنّما يخشى اللهَ من عبادِهِ العلماءُ – إنّما المؤمنونَ إخوَةٌ

چند نكته:

1- خبر حروف مشبهة بالفعل مانند خبر مبتدا به شكل: مفرد، جمله اسميه، جمله فعليه، و شبهه جمله مي آيد: إنّ الطالبَ مؤدّبٌ

2- هرگاه به حروف مشبهة بالفعل ضميري متصل شده باشد، همان ضمير، اسم آنهاست مانند: إنّكَ لَمِنَ المرسلين

3- هرگاه «ما» موصول بر حروف مشبهة بالفعل داخل شود باز اين حروف عمل خواهند كرد.

4- جايز نيست خبر حروف مشبهة بالفعل بر اين حروف و اسم آنها مقدم شود. اما اگر خبر اين حروف ظرف يا جار و مجرور باشد جايز است بر اسم غير نكره (معرفه) مقدم شود: (إنّ في الدواءِ الشفاءَ) اما اگر اسم حروف مشبهة بالفعل نكره باشد خبر وجوباً مقدم مي شود مانند:(إنّ مع العسرِ يسراً)

5- گاهي «لام» تأكيد بر خبر «إنّ» افزوده مي شود تا بر تأكيد جمله بيفزايد مانند: (إنّ الله لقويٌ عزيزٌ)

6- همزه «إنّ» در چند مورد كسره مي گيرد كه مهمترين آنها عبارت اند از:

الف) در ابتداي جمله مانند: إنّ الله غفورٌ رحيمٌ.

ب) بعد از فعل «قال» و مشتقات آن مانند: قال إني عبد الله.

مرفوعات3

7- اسم ما، لا، إن (حروف شبيه به ليس)

حروفي هستند كه معني و عمل آنها همچون ليس از افعال ناقصه است.

شروط عمل (ما):

(ما) به شرطي همانند (ليس) عمل مي كند كه:

اولاً: خبر يا معمول خبر بر اسم آن مقدم نشود. مانند: ما الكسلانُ محموداً

ثانياً: بعد از (ما) (إن زائدة) نيايد.

ثالثاً: خبر بوسيله (إلا) نقض نشود.

بنابراين هرگاه اين سه شرط در (ما) نباشد، (ما) عمل نمي كند مانند: ما سعيدٌ الكسلانُ.

شروط عمل (لا):

1- خبر بر اسم مقدم نشود.

2- خبر بوسيله (إلا) نقض نگردد.

3- اسم و خبر (لا) نكره باشد.

مانند: لاطالبٌ غائباً

شروط عمل (إن)

1- خبر بر اسم (إن) مقدم نشود.

2- خبر بوسيله (إلا) نقض نگردد.

إنْ أحدٌ حاضراً في الصف.

چند نكته:

1- گاهي (باء) براي تأكيد، بر خبر (ما) داخل مي شود كه در اين صورت (ما) شبيه به ليس عمل مي كند مانند: (وما ربُّكَ بِغافِلٍ عمّا تعملونَ)

2- «لا»ي شبيه به ليس در معنا هم نفي واحد را مي رساند و هم نفي جنس مانند: لا رجلٌ حاضراً (يك مرد حاضر نيست يا هيچ مردي حاضر نيست).

8- حروف مشبهة بالفعل

حروفي هستند كه به ابتداي جمله اسميه افزوده مي شوند و مبتدا و خبر را اسم و خبر خود مي سازند.

اين حروف عبارتند از: إنّ، أنّ، كأنّ، لكنّ، ليت، لعلّ

گاهي حرف «ما» كه آنرا «كافّه» مي گويند به آخر حروف مشبهة بالفعل متصل مي شود و آنها را از عمل باز مى دارد. در اين صورت اين حروف هم بر سر جمله هاي اسميه و هم بر سر جمله هاي فعليه مي آيند:

إنّما يخشى اللهَ من عبادِهِ العلماءُ – إنّما المؤمنونَ إخوَةٌ

چند نكته:

1- خبر حروف مشبهة بالفعل مانند خبر مبتدا به شكل: مفرد، جمله اسميه، جمله فعليه، و شبهه جمله مي آيد: إنّ الطالبَ مؤدّبٌ

2- هرگاه به حروف مشبهة بالفعل ضميري متصل شده باشد، همان ضمير، اسم آنهاست مانند: إنّكَ لَمِنَ المرسلين

3- هرگاه «ما» موصول بر حروف مشبهة بالفعل داخل شود باز اين حروف عمل خواهند كرد.

4- جايز نيست خبر حروف مشبهة بالفعل بر اين حروف و اسم آنها مقدم شود. اما اگر خبر اين حروف ظرف يا جار و مجرور باشد جايز است بر اسم غير نكره (معرفه) مقدم شود: (إنّ في الدواءِ الشفاءَ) اما اگر اسم حروف مشبهة بالفعل نكره باشد خبر وجوباً مقدم مي شود مانند:(إنّ مع العسرِ يسراً)

5- گاهي «لام» تأكيد بر خبر «إنّ» افزوده مي شود تا بر تأكيد جمله بيفزايد مانند: (إنّ الله لقويٌ عزيزٌ)

6- همزه «إنّ» در چند مورد كسره مي گيرد كه مهمترين آنها عبارت اند از:

الف) در ابتداي جمله مانند: إنّ الله غفورٌ رحيمٌ.

ب) بعد از فعل «قال» و مشتقات آن مانند: قال إني عبد الله.

مرفوعات2

1- اسم افعال ناقصه

به كلماتي از قبيل: كان، ليس، صار، أصبح، مادام، مازال، ظلّ و... افعال ناقصه مي گويند

چند نكته:
1- افعال ناقصه مانند فعلهاي ديگر از جهت (جنس) با اسم خود مطابقت دارند. يعني اگر اسم به صورت مذكر يا مؤنث بكار رود، افعال ناقصه نيز به همانگونه خواهند بود. مانند: ليسَ سعيدٌ تلميذاً / ليستْ سعيدةٌ تلميذةً.
2- افعال ناقصه در صيغه هاي غايب مانند فعلهاي ديگر از جهت (عدد) با اسم خود مطابقت ندارند و مفرد بكار مي روند. مانند: يكونُ التلاميذُ ناجحين.
3- اسم افعال ناقصه (مانند فاعل) گاهي اسم ظاهر است مانند: كان اللهُ عليماً و گاهي ضمير بارز مانند: كنتُ بصيراً و گاهي ضمير مستتر مانند: كنْ صادقاً (انت مستتر).
4- اسم و يا خبر افعال ناقصه هرگاه از كلمه هاي مبني باشد، اعراب آن محلي خواهد بود مانند: كنتَ حاضراً في الصف.
5- صيغه هاي مختلف افعال ناقصه نيز داراي اسم مرفوع و خبر منصوب هستند مانند:تمَسَّكْ بالفضيلةِ ما دُمْتَ في قيدِ الحياةِ / لستُم ناجحينَ.


2- اسم افعال مقاربه
افعال مقاربه نيز مانند افعال ناقصه به ابتداي جمله اسميه افزوده مي شوند و اسم به حالت مرفوع باقي مي ماند و خبر منصوب مي شود. در اين حالت به مبدا (اسم افعال مقاربه) و به خبر (خبر افعال مقاربه) گفته مي شود.
اين افعال سه قسمند:
1- افعالي كه بر نزديكي وقوع فعل دلالت دارند كه عبارتند از: كاد، كرب، اوشك
2- افعالي كه دلالت بر شروع فعل دارند كه عبارتند از: شرع، أنشأ، أخذ، طفق، بدأ، جعل، ابتدأ.
3- افعالي كه دلالت بر رجاء (اميد) وقوع فعل دارند كه عبارتند از: عسي، حري، اخلولق.
خبر اين افعال جمله فعليه اي است كه فعل آن، مضارع مي باشد و اين فعل ضميري را به عنوان فاعل رفع مي دهد كه به اسم افعال مقاربه برمي گردد.
شرط اين افعال آن است كه خبر آنها بعد از اسم ذكر مي شود مانند: كادَ الليلُ ينجَلي.
چند نكته:
1- همه افعال مقاربه جامد هستند و به صورت فعل ماضي به كار مي روند به جز چهار فعل: كادَ، أوشَكَ، طَفِقَ، جَعَلَ.
مضارع اين افعال نيز كاربرد زيادي دارد مانند: يكادُ البرقُ يَخطَفُ أبصارَهم.
2- افعال مقاربه از جهت همراه بودن با ((أن ناصبه)) يا بدون آن به سه دسته تقسيم مي شوند:
الف) افعالي كه هميشه با (أن ناصبه) بكار مي روند: حَري، إخْلَوْلَقَ.
ب) افعالي كه بدون (أن ناصبه) بكار مي روند (افعالي كه بر شروع فعل دلالت دارند):
ج) افعالي كه دو وجهي هستند (هم با أن و هم بدون آن بكار مي روند) اين افعال بر نزديك شدن وقوع فعل دلالت مي كنند.
3- گاهي فعلهاي (عسي)، (اوشك)، (اخلولق) به صورت فعل تام به كار مي روند. مانند: عسي أن تكرَهوا شيئاً و هو خيرٌ لكم.

اشكال مختلف مبتدا و خبر:

در مبتدا و خبر اصل بر اين است كه مبتدا معرفه، و خبر نكره باشد مانند: القمرُ منيرٌ.
اما ممكن است حالت ديگري نيز داشته باشد:

حالات مختلف مبتدا وخبر
نتيجه
مثال
مبتدا و خبر هردو معرفه باشند
در اينصورت براي جلوگيري از اشتباه خبر با تابع ميان مبتدا و خبر ضميري بنام (ضمير فصل) قرار مي گيرد كه از نظر جنس و عدد با مبتدا مطابقت دارد و از نظر اعراب هيچ نقشي ندارد
اللهُ هو الخالقُ
مبتدا نكره و خبر شبه جمله باشد
در اينصورت خبر مقدم شده و مبتدا مؤخر مي گردد
في الصفِّ تلميذٌ
خبر اسم استفهام باشد
در اينصورت خبر مقدم شده و مبتدا مؤخر مي گردد
مَنْ أنتَ؟

نكات:
- توجه داشته باشيد كه اعراب مبتدا و خبر هر دو رفع است.
- علامت رفع در خبر مفرد، ظاهري است (اصلي يا فرعي) مانند: المؤمنُ ناجحٌ/ المؤمنون ناجحون.
اما درصورتيكه خبر مفرد نباشد (يعني جمله يا شبه جمله باشد) در اينصورت اعراب آن محلي خواهد بود يعني (محلا مرفوع) گفته مي شود. مانند: محمدٌ سافرَ/ المؤمنُ قلبُهُ طاهرٌ/ الدنيا وراءَك.
- چه در مبتدا و چه در خبر، ضماير و اسم هاي اشاره و بطور كلي اسمهاي مبني و جمله ها و شبه جمله ها محلا مرفوع مي باشند. مانند: هو طالبٌ.
اگر مبتدا اسم مقصور يا اسم منقوص باشد، اعرابش (علامت رفع) تقديري است. مانند: الساعي في الخيرِ محبوبٌ. / مصطفي معلمٌ.
- (ما) تعجبي هميشه مبتدا و مابعدش خبر است مانند: ما أجمَلَ الربيعَ كه (ما) مبتداست و محلا مرفوع (اجمَلَ) فعل و فاعل (هو مستتر) (الربيعَ) مفعول به و منصوب و كل جمله بعد از (ما) خبر و محلا مرفوع است.
- مخصوص به مدح و ذم مبتدا است و ما قبلش خبر است مانند: نِعْمَ الزادُ التقوي.
- اسم شرط در جملات شرطي مبتداست و جمله شرط و جواب شرط روي هم خبرند مانند: مَنْ يجتَهِدْ ينجَحْ.
- خبر با مبتدا موقعي مطابقت مي كند كه در خبر ضمير مرفوعي باشد كه به مبتدا برگردد. مانند: العالِمُ محترمٌ/ العالمان محترمان/ العلماءُ محترمون/ الطالبُ يكتبُ الدرسَ.
اما اگر در خبر ضميري نباشد كه به مبتدا برگردد، خبر با مبتدا مطابقت نمي كند. مانند: سعيدٌ محترمةٌ امُه / الطالبانِ يكتُبُ صديقُهما.
واگر خبر جامد باشد، مطابقت خبر با مبتدا و عدم مطابقت جايز است. مانند: العلماءُ مصباح الأمة / العلماءُ مصابيحُ الأمة.
گاهي بين مبتدا و خبر معرفه، ضمير منفصلي واقع مي شود تا خبر از صفت بازشناخته شود. به اين ضمير، ضمير فصل مي گويند. مانند: اولئك هم المفلحون.

مرفوعات

مرفوعات:
اسم در ده مورد مرفوع است كه عبارتند از:
1- فاعل
2- نائب فاعل
3- مبتدا
4- خبر
5- اسم افعال ناقصه
6- اسم افعال مقاربه
7- اسم حروف ما، لا،إن (شبيه به ليس)
8- خبر حروف مشبهة بالفعل
9- خبر لاي نفي جنس
10- اسم تابع اسم مرفوع

1- فاعل:
اسمي است مرفوع كه بعد از فعل معلوم قرار گرفته باشد و به چهار صورت مي آيد:

فاعل
اسم ظاهر
ضمير بارز
ضمير مستتر
مصدر مؤول

فعل از نظر چگونگي ارتباط با فاعل به صورت زير به كار مي رود:
الف) در صيغه هاي متكلم و مخاطب، فاعل هميشه ضمير است. مانند: كتبتُ (تُ) كتبتم (تم)
ب) اگر فاعل اسم ظاهر باشد هميشه فعل به صورت مفرد به كار مي رود (به ضمير فاعلي نياز ندارد) مانند: نجح المؤمنون – نجحت المؤمنات ...
چند نكته:
1- در جمله فعليه فعل (ماضي يا مضارع) در موارد زير لزوماً به شكل مؤنث مي آيد:
الف) وقتي كه فاعل مؤنث حقيقي باشد. مانند: جاءت فاطمة.
ب) وقتي كه فاعل ضمير مستتري باشد كه به مؤنث حقيقي برگردد. مانند: فاطمة تقرأ القرآن.
ج) وقتي كه فاعل ضمير مستتري باشد كه به مؤنث مجازي برمي گردد. مانند: الشمسُ طلعتْ.
2- براي جمع مكسر غير عاقل از فعل مفرد مؤنث استفاده مي شود. مانند: أثْمَرَتِ الأشجارُ يا الأشجارُ أثمرت.


2- نائب فاعل:
اسم مرفوعي است كه بعد از فعل مجهول مي آيد (همان مفعولي است كه به جاي فاعل نشسته وفعل به آن نسبت داده شده است).

چند نكته:
1- حكم نائب فاعل همچون فاعل است در همه مواردي كه درباره فاعل ذكر شد.
2- اگر فعل متعدي در جمله بيش از يك مفعول بگيرد مفعول اول بعنوان نائب فاعل مرفوع مي شود و مفعول دوم منصوب باقي مي ماند. مانند: أعطى المعلمُ الطالبَ جائزةً.
اُعْطِيَ الطالبُ جائزةً.

3و4- مبتدا و خبر
مبتدا اسمي است كه معمولاً در ابتداي جمله واقع مي شود و درباره آن خبري مي دهيم. (معادل نهاد فارسي است)
خبر قسمتي از جمله است – كه معمولاً پس از مبتدا واقع مي شود ـ ومعناي آن را كامل مي سازد و درباره مبتدا خبر ميدهد (معادل گزاره فارسي است).
مبتدا و خبر هر دو از نظر اعراب مرفوعند مانند: التلميذُ جالسٌ
انواع خبر
خبر مي تواند به به شكل در جمله بيايد: مفرد، جمله و شبه جمله

نوع خبر
توضيح
مثال
مفرد
خبر، يك كلمه يا بصورت تركيب وصفي (موصوف و صفت) يا اضافي (مضاف و مضاف اليه) باشد
المؤمنُ صبورٌ– هذا كتابٌ جميلٌ – المؤمنُ سليمُ النفسِ
جمله
اسميه
خبر، خود بصورت جمله اسميه (مبتدا وخبر) بيايد
السماءُ نجومُها زاهِرةٌ
فعليه
خبر، خود به صورت جمله فعليه (فعل وفاعل) بيايد
المؤمنُ يتركُ المعصيةَ
شبه جمله
جار و مجرور
خبر از حرف جر و يك اسم مجرور تشكيل شده
النجاةُ في الصدْقِ
ظرف (مفعول فيه)
خبر، قيد زمان يا مكان(ظرف) باشد
صلاةُ الصبحِ قبلَ طلوعِ الشمسِ –
يدُ اللهِ فوقَ ايديهم

اعراب فعل مضارع

این بحث در بخش صرف بطور مبسوط آمده است و در اینجا به بیان نکات نحوی آن می پردازیم:
چند نكته:
1- گاهي فعل شرط و جواب شرط مضارع هستند كه در اين صورت هر دو مجزوم مي شوند. مانند: إن تجتَهدْ تنجَحْ.
و گاهي هر دو ماضي هستند كه در اين صورت محلاً مجزوم مي باشند. مانند: إنْ طالَعْتَ نجَحْتَ.
وگاهي مختلف مانند: مَنْ توكَّلَ علي اللهِ يَفُزْ
2- جواب شرط در موارد زير به (فاء) همراه است
الف) فعل ماضي همراه با (قد): مَنْ آمَنَ باللهِ فَقد نجا.
ب) فعل مضارع همراه با (ما، لن، س، سوف) كه در اين صورت فعل مضارع مجزوم نمي شود. مانند: مَن يدافِعْ عن الحقِ فما يحبُّه الظالمون.
إن جاءني ضيفٌ فلَنْ أطرُدَهُ.
مَنْ يُطِعِ اللهَ فسَيُعْطيِهِ اللهُ أجرَه.
إنْ فَعلْتَ السوءَ فسوفَ تَلْحَقُكَ الندامَةُ.
ج) جمله اسميه مانند: مَن ساتَرَ عيبَك فهو عدوُّك.
د) جمله طلبي (امر، نهي، استفهام، تمني، تحضيض) مانند: إنْ تدخُلْ بيتَكَ فسلِّم علي أهلِك.
3- فعل مضارع در صورتي كه در موقعيت جواب امر واقع شود مجزوم مي گردد. مانند: صوموا تصِحّوا (إنْ تصوموا تصحّوا)